ﺍﺯ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻠﻖ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ، ﺷﺶ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﮔﺬﺷﺖ. ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﯼ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ” : ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟” ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: “ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩﺍﯼ؟ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻗﻄﻌﻪ ﻣﺘﺤﺮﮎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﻠﺦ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮑﺮ ﻭ ﻏﺬﺍﯼ […]

ﺍﺯ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻠﻖ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ، ﺷﺶ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﮔﺬﺷﺖ. ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﯼ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ” : ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟” ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: “ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩﺍﯼ؟ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻗﻄﻌﻪ ﻣﺘﺤﺮﮎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﻠﺦ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮑﺮ ﻭ ﻏﺬﺍﯼ […]

webmaster ۲۵ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 138 تعداد بازدید

دانلود کتاب داستان دختر ریزه میزه کتاب مصوّر حاضر، از سری «قصه‌های دوست داشتنی»‌ است که به سبک کودکانه و ساده و برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این کتاب‌ها، آشنایی مخاطبان با داستان‌های افسانه‌ای ملّت‌های مختلف است. در این داستان می‌خوانیم: روزی از میان یک شکوفه گل، دختری ریزه میزه متولّد می‌شود، […]

دانلود کتاب داستان دختر ریزه میزه کتاب مصوّر حاضر، از سری «قصه‌های دوست داشتنی»‌ است که به سبک کودکانه و ساده و برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این کتاب‌ها، آشنایی مخاطبان با داستان‌های افسانه‌ای ملّت‌های مختلف است. در این داستان می‌خوانیم: روزی از میان یک شکوفه گل، دختری ریزه میزه متولّد می‌شود، […]

webmaster ۱۰ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 115 تعداد بازدید

شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد. پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است. شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد. پسر جوان گفت: ” حضور در این مدرسه نیاز به پول زیادی دارد ولی پدرم فقیر است و نمی […]

شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد. پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است. شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد. پسر جوان گفت: ” حضور در این مدرسه نیاز به پول زیادی دارد ولی پدرم فقیر است و نمی […]

webmaster ۰۸ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 115 تعداد بازدید

مردم چه می گویند؟ می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟…گفت: مردم چه می گویند؟!… می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟…مادرم گفت: مردم  چه می گویند؟!… به رشته […]

مردم چه می گویند؟ می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟…گفت: مردم چه می گویند؟!… می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟…مادرم گفت: مردم  چه می گویند؟!… به رشته […]

webmaster ۲۹ / ۰۵ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 134 تعداد بازدید

عیادت مرد ناشنوا از همسایه ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند. پس […]

عیادت مرد ناشنوا از همسایه ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند. پس […]

webmaster ۲۱ / ۰۵ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 93 تعداد بازدید

داستان های این کتاب از میان بهترین آثار چند نویسنده ی خارجی که همه از مشهورترین داستان سرایان جهان اند برای خوانندگان جوان برگزیده شده است. این داستان ها که در انتخاب آن ها سعی فراوان به کار رفته است. گذشته از آن که در خور فهم و استفاده ی جوانان است. با زبان دل […]

داستان های این کتاب از میان بهترین آثار چند نویسنده ی خارجی که همه از مشهورترین داستان سرایان جهان اند برای خوانندگان جوان برگزیده شده است. این داستان ها که در انتخاب آن ها سعی فراوان به کار رفته است. گذشته از آن که در خور فهم و استفاده ی جوانان است. با زبان دل […]

webmaster ۱۷ / ۰۴ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 102 تعداد بازدید

داستانهای کوتاه و جالب رو میتونید از سیب بوک مطالعه کنید. یک شرکت موفق محصولات زیبایی در یک شهر بزرگ از مردم خواست که نامه ی مختصری درباره زیباترین زنی که می شناسد همراه با عکس آن زن برای آنها بفرستند.در عرض چند هفته هزار نامه به شرکت ارسال شد. نامه ای بخصوصی توجه کارکنان […]

داستانهای کوتاه و جالب رو میتونید از سیب بوک مطالعه کنید. یک شرکت موفق محصولات زیبایی در یک شهر بزرگ از مردم خواست که نامه ی مختصری درباره زیباترین زنی که می شناسد همراه با عکس آن زن برای آنها بفرستند.در عرض چند هفته هزار نامه به شرکت ارسال شد. نامه ای بخصوصی توجه کارکنان […]

webmaster ۱۱ / ۰۴ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 115 تعداد بازدید

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. داستان کوتاه پیرمرد عاشق پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: “باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و […]

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. داستان کوتاه پیرمرد عاشق پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: “باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و […]

webmaster ۳۰ / ۰۳ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 131 تعداد بازدید

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. داستان کوتاه انتخاب همسر جوان گفت : شنیده ام قد او کوتاه […]

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. داستان کوتاه انتخاب همسر جوان گفت : شنیده ام قد او کوتاه […]

webmaster ۱۷ / ۰۳ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 134 تعداد بازدید

اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند داستان کوتاه دزدیدن جوانمردی مرد چاق وقتی بر اسب سوار شد […]

اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند داستان کوتاه دزدیدن جوانمردی مرد چاق وقتی بر اسب سوار شد […]

webmaster ۱۶ / ۰۳ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 105 تعداد بازدید