با همون لبخند دیوونه کنندش و نگاه مهربونش از همون دور با نگاهش سلام می کرد بلند گفتم : – سلاممممم … چند نفر برگشتن و نگاهم کردن وزیر لب غرولند کردن …. هه , نمی دونستن که . توی دلم یه نفر می خوند : گل کو , گلاب کو , اون تنگ شراب […]

با همون لبخند دیوونه کنندش و نگاه مهربونش از همون دور با نگاهش سلام می کرد بلند گفتم : – سلاممممم … چند نفر برگشتن و نگاهم کردن وزیر لب غرولند کردن …. هه , نمی دونستن که . توی دلم یه نفر می خوند : گل کو , گلاب کو , اون تنگ شراب […]

webmaster ۰۹ / ۰۸ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 69 تعداد بازدید

میگفت من عاشق نرجسمو میخوامش همه میگفتن شما دوتا مال همین ما هم باورمون شده بود مال همیم اما از وقتی رفته بود دانشگاه به کل رفتارش عوض شده بود این علی دیگه اون نبود  گفتم ابجی علی چی میگه اخه ابجیم و علی رابطشون خیلی خوب بود گفت چی شده؟ گفتم میگه میخواد ازم […]

میگفت من عاشق نرجسمو میخوامش همه میگفتن شما دوتا مال همین ما هم باورمون شده بود مال همیم اما از وقتی رفته بود دانشگاه به کل رفتارش عوض شده بود این علی دیگه اون نبود  گفتم ابجی علی چی میگه اخه ابجیم و علی رابطشون خیلی خوب بود گفت چی شده؟ گفتم میگه میخواد ازم […]

webmaster ۰۵ / ۰۸ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 106 تعداد بازدید

مارکو پولو یک تاجر و جهانگرد ونیزی در قرن سیزدهم میلادی بود که سفرهایش را در کتابی به نام سفرهای مارکوپولو ثبت کرده‌است، امروزه این کتاب با نام‌های کتاب شگفتی‌های جهان یا توصیفی بر جهان شناخته می‌شود. این کتاب در شناساندن آسیای مرکزی و چین به اروپاییان نقش کلیدی داشت. مارکو هنگامی تجارت را فراگرفت […]

مارکو پولو یک تاجر و جهانگرد ونیزی در قرن سیزدهم میلادی بود که سفرهایش را در کتابی به نام سفرهای مارکوپولو ثبت کرده‌است، امروزه این کتاب با نام‌های کتاب شگفتی‌های جهان یا توصیفی بر جهان شناخته می‌شود. این کتاب در شناساندن آسیای مرکزی و چین به اروپاییان نقش کلیدی داشت. مارکو هنگامی تجارت را فراگرفت […]

webmaster ۲۴ / ۰۷ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 67 تعداد بازدید

ﺍﺯ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻠﻖ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ، ﺷﺶ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﮔﺬﺷﺖ. ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﯼ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ” : ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟” ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: “ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩﺍﯼ؟ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻗﻄﻌﻪ ﻣﺘﺤﺮﮎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﻠﺦ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮑﺮ ﻭ ﻏﺬﺍﯼ […]

ﺍﺯ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻠﻖ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ، ﺷﺶ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﮔﺬﺷﺖ. ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﯼ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ” : ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟” ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: “ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩﺍﯼ؟ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻗﻄﻌﻪ ﻣﺘﺤﺮﮎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﻠﺦ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮑﺮ ﻭ ﻏﺬﺍﯼ […]

webmaster ۲۵ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 100 تعداد بازدید

دانلود کتاب داستان دختر ریزه میزه کتاب مصوّر حاضر، از سری «قصه‌های دوست داشتنی»‌ است که به سبک کودکانه و ساده و برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این کتاب‌ها، آشنایی مخاطبان با داستان‌های افسانه‌ای ملّت‌های مختلف است. در این داستان می‌خوانیم: روزی از میان یک شکوفه گل، دختری ریزه میزه متولّد می‌شود، […]

دانلود کتاب داستان دختر ریزه میزه کتاب مصوّر حاضر، از سری «قصه‌های دوست داشتنی»‌ است که به سبک کودکانه و ساده و برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این کتاب‌ها، آشنایی مخاطبان با داستان‌های افسانه‌ای ملّت‌های مختلف است. در این داستان می‌خوانیم: روزی از میان یک شکوفه گل، دختری ریزه میزه متولّد می‌شود، […]

webmaster ۱۰ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 79 تعداد بازدید

شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد. پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است. شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد. پسر جوان گفت: ” حضور در این مدرسه نیاز به پول زیادی دارد ولی پدرم فقیر است و نمی […]

شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد. پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است. شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد. پسر جوان گفت: ” حضور در این مدرسه نیاز به پول زیادی دارد ولی پدرم فقیر است و نمی […]

webmaster ۰۸ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 75 تعداد بازدید

مردم چه می گویند؟ می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟…گفت: مردم چه می گویند؟!… می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟…مادرم گفت: مردم  چه می گویند؟!… به رشته […]

مردم چه می گویند؟ می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟…گفت: مردم چه می گویند؟!… می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟…مادرم گفت: مردم  چه می گویند؟!… به رشته […]

webmaster ۲۹ / ۰۵ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 84 تعداد بازدید

عیادت مرد ناشنوا از همسایه ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند. پس […]

عیادت مرد ناشنوا از همسایه ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند. پس […]

webmaster ۲۱ / ۰۵ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 57 تعداد بازدید

داستان های این کتاب از میان بهترین آثار چند نویسنده ی خارجی که همه از مشهورترین داستان سرایان جهان اند برای خوانندگان جوان برگزیده شده است. این داستان ها که در انتخاب آن ها سعی فراوان به کار رفته است. گذشته از آن که در خور فهم و استفاده ی جوانان است. با زبان دل […]

داستان های این کتاب از میان بهترین آثار چند نویسنده ی خارجی که همه از مشهورترین داستان سرایان جهان اند برای خوانندگان جوان برگزیده شده است. این داستان ها که در انتخاب آن ها سعی فراوان به کار رفته است. گذشته از آن که در خور فهم و استفاده ی جوانان است. با زبان دل […]

webmaster ۱۷ / ۰۴ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 77 تعداد بازدید

داستانهای کوتاه و جالب رو میتونید از سیب بوک مطالعه کنید. یک شرکت موفق محصولات زیبایی در یک شهر بزرگ از مردم خواست که نامه ی مختصری درباره زیباترین زنی که می شناسد همراه با عکس آن زن برای آنها بفرستند.در عرض چند هفته هزار نامه به شرکت ارسال شد. نامه ای بخصوصی توجه کارکنان […]

داستانهای کوتاه و جالب رو میتونید از سیب بوک مطالعه کنید. یک شرکت موفق محصولات زیبایی در یک شهر بزرگ از مردم خواست که نامه ی مختصری درباره زیباترین زنی که می شناسد همراه با عکس آن زن برای آنها بفرستند.در عرض چند هفته هزار نامه به شرکت ارسال شد. نامه ای بخصوصی توجه کارکنان […]

webmaster ۱۱ / ۰۴ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 76 تعداد بازدید