دانلود کتاب داستان دختر ریزه میزه کتاب مصوّر حاضر، از سری «قصه‌های دوست داشتنی»‌ است که به سبک کودکانه و ساده و برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این کتاب‌ها، آشنایی مخاطبان با داستان‌های افسانه‌ای ملّت‌های مختلف است. در این داستان می‌خوانیم: روزی از میان یک شکوفه گل، دختری ریزه میزه متولّد می‌شود، […]

دانلود کتاب داستان دختر ریزه میزه کتاب مصوّر حاضر، از سری «قصه‌های دوست داشتنی»‌ است که به سبک کودکانه و ساده و برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این کتاب‌ها، آشنایی مخاطبان با داستان‌های افسانه‌ای ملّت‌های مختلف است. در این داستان می‌خوانیم: روزی از میان یک شکوفه گل، دختری ریزه میزه متولّد می‌شود، […]

webmaster ۱۰ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 41 تعداد بازدید

شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد. پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است. شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد. پسر جوان گفت: ” حضور در این مدرسه نیاز به پول زیادی دارد ولی پدرم فقیر است و نمی […]

شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد. پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است. شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد. پسر جوان گفت: ” حضور در این مدرسه نیاز به پول زیادی دارد ولی پدرم فقیر است و نمی […]

webmaster ۰۸ / ۰۶ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 35 تعداد بازدید

مردم چه می گویند؟ می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟…گفت: مردم چه می گویند؟!… می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟…مادرم گفت: مردم  چه می گویند؟!… به رشته […]

مردم چه می گویند؟ می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟…گفت: مردم چه می گویند؟!… می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟…مادرم گفت: مردم  چه می گویند؟!… به رشته […]

webmaster ۲۹ / ۰۵ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 40 تعداد بازدید

عیادت مرد ناشنوا از همسایه ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند. پس […]

عیادت مرد ناشنوا از همسایه ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند. پس […]

webmaster ۲۱ / ۰۵ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 18 تعداد بازدید

داستان های این کتاب از میان بهترین آثار چند نویسنده ی خارجی که همه از مشهورترین داستان سرایان جهان اند برای خوانندگان جوان برگزیده شده است. این داستان ها که در انتخاب آن ها سعی فراوان به کار رفته است. گذشته از آن که در خور فهم و استفاده ی جوانان است. با زبان دل […]

داستان های این کتاب از میان بهترین آثار چند نویسنده ی خارجی که همه از مشهورترین داستان سرایان جهان اند برای خوانندگان جوان برگزیده شده است. این داستان ها که در انتخاب آن ها سعی فراوان به کار رفته است. گذشته از آن که در خور فهم و استفاده ی جوانان است. با زبان دل […]

webmaster ۱۷ / ۰۴ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 38 تعداد بازدید

داستانهای کوتاه و جالب رو میتونید از سیب بوک مطالعه کنید. یک شرکت موفق محصولات زیبایی در یک شهر بزرگ از مردم خواست که نامه ی مختصری درباره زیباترین زنی که می شناسد همراه با عکس آن زن برای آنها بفرستند.در عرض چند هفته هزار نامه به شرکت ارسال شد. نامه ای بخصوصی توجه کارکنان […]

داستانهای کوتاه و جالب رو میتونید از سیب بوک مطالعه کنید. یک شرکت موفق محصولات زیبایی در یک شهر بزرگ از مردم خواست که نامه ی مختصری درباره زیباترین زنی که می شناسد همراه با عکس آن زن برای آنها بفرستند.در عرض چند هفته هزار نامه به شرکت ارسال شد. نامه ای بخصوصی توجه کارکنان […]

webmaster ۱۱ / ۰۴ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 41 تعداد بازدید

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. داستان کوتاه پیرمرد عاشق پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: “باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و […]

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. داستان کوتاه پیرمرد عاشق پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: “باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و […]

webmaster ۳۰ / ۰۳ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 41 تعداد بازدید

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. داستان کوتاه انتخاب همسر جوان گفت : شنیده ام قد او کوتاه […]

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. داستان کوتاه انتخاب همسر جوان گفت : شنیده ام قد او کوتاه […]

webmaster ۱۷ / ۰۳ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 48 تعداد بازدید

اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند داستان کوتاه دزدیدن جوانمردی مرد چاق وقتی بر اسب سوار شد […]

اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند داستان کوتاه دزدیدن جوانمردی مرد چاق وقتی بر اسب سوار شد […]

webmaster ۱۶ / ۰۳ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 33 تعداد بازدید

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند داستان کوتاه و زیبای راز زندگی کجاست ؟ یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن ، فرشته دیگری گفت آن را […]

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند داستان کوتاه و زیبای راز زندگی کجاست ؟ یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن ، فرشته دیگری گفت آن را […]

webmaster ۱۵ / ۰۳ / ۱۳۹۵ بدون دیدگاه مشاهده : 34 تعداد بازدید