دانلود رمان انتخاب اشتباه برای کامپیوتر و موبایل

در اتاق را محکم به هم کوبیدم…درجا پریدم صدای تکان چهارچوب خودم را هم ترسانده بود!
به سمت کتاب هایم رفتم که در پشت سرم باز شد…نیازی به برگشتن نبود خوب میدانستم مامانه,نفس های تندش نشان از عصبانیتش داشت
_گوش کن ببین چی بهت میگم محیا …بار آخرت باشه که رو حرف پدرت…

رمان انتخاب اشتباه برای کامپیوتر و موبایل

Entekhabe-Eshtebah-sibook
میان حرفش پریدم:مامان …مامان چرا نمیخواید قبول کنید بابا داره بخاطر ترس از حرف بقیه منو بدبخت میکنه
مامان: بدبخت؟؟؟تو به ازدواجت با پسر کیان میگی بدبختی؟؟؟پس آوازه ات توی فا میا چی؟؟؟اون بدبختب نیست
از عصبانیت دندان هایم راروی هم فشردم ترجیح میدادم سکوت کنم…اما مامان دست بردار نبود
_گوش کن ببین چی بهت میگم عقد سروش یعنی پایان همه چی…به خودت نگاه کن…حقیر…حقیر و حقیر! حتی فکرشم نمیکردم که یه روز شرمنده ام کنی…تو محیا…ساکت میشی و خوش وخرم میری تو مراسم پسر خاله ت همونجا احساس بچه گونه ات رو چال میکنی مبادا جلوی خانواده ی کیان خجالت زده بشیم…اصلا نمیخوام نامزدت چیزی بفهمه!
نگاهی پر خشم به من انداخت واز اتاق خارج شد…پوزخند زدم…شاید مامان نمیدونست که تون همه چی رو میدونه…اونم کامل تر از همه…چشهام روی هم افتاد و اتفاقای اخیر بین تموم سلول های مغزم تکرارشد…
من محیا…محیا کریمی…عزیز دردانه ی محمد…کسی که همیشه قانون ها بخاطرش نقض میشد محیای مریم…
محمد…پدرم تنها مردی که همیشه برایم حکم پشتیبان را داشت..تا ۱۵ سالگی تنها مردی بود که احساس دوست داشتنش همیشه همراهم بود سر بلند میکردم و با غرور درمیان دوستانم میگفتم : من فقط پدرم را دوست دارم تنها مرد دوست داشتنی زندگی ام…

 دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)


پیشنهاد می کنیم ... hamkelasi-sibook.ir
webmaster ۰۱ / ۰۴ / ۱۳۹۴ بدون دیدگاه مشاهده : 240 تعداد بازدید

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)