داستان کوتاه عشق ابدی

یه پیر زن و یه پیر مرد تو یه خونه زندگی میکرد

پیره زنه موقع خواب خروپف میکرده و نمیذاشته پیر مرد بخوابه و

images5

پیرمرد تا صبح بیدار میمونده وقتی ام که پیره زنه بیدار میشد بش میگفته که خروپف میکنی

پیر زن قبول نمیکرده و میگفت من خروپف نمیکنم. پیر مرد برای این که ثابت کنه پیر زن خروپف میکنه یه شب

صدای خروپف پیرزنه رو ضبط میکنه که وقتی پیرزن بیدارشد بش نشون بده. همون شب دیگه پیرزن از خوب پا نمیشه

تا پیر مرد صداشو نشون بده  و همون صدای خروپف ضبط شده از پیرزن تا چند سال برای پیر مرد حکم لالایی رو داشته و شبا تا اون صدای خروپف  رو گوش نمیداد خوابش نمی برد و عشق یعنی این……..


پیشنهاد می کنیم ...
webmaster ۰۷ / ۰۷ / ۱۳۹۳ بدون دیدگاه مشاهده : 136 تعداد بازدید

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)